تبليغاتX
يك عدد من !
يك عدد من !

قدرت امواج در مداومت آنهاست.
من پنجاه و نهم

 

افسانه ي نرگس

جوان زيبايي هر روز مي رفت تا زيبايي خود را در درياچه اي تماشا كند.چنان شيفته ي خود مي شد كه روزي به درون درياچه افتاد و غرق شد.در جايي كه افتاد گلي روئيد كه نرگس ناميدندش.

وقتي نرگس مرد مرد،اوريادها-الهه ها ي جنگل- به كنار درياچه آمدند كه از يك درياچه ي آب شيرين به كوزه اي سرشار از اشك هاي شور استحاله يافته بود.

اوريادها پرسيدند: ((چرا مي گريي؟))

درياچه گفت: ((براي نرگس مي گريم.))

اوريادها گفتند: ((آه،شگفت آور نيست كه براي نرگس مي گريي...)) و ادامه دادند: ((هر چه بود،با آن همه زيبايي كه همه ي ما همواره در جنگل در پي اش مي شتافتيم، تنها تو فرصت داشتي از نزديك زيبايي اش را تماشا كني.))

درياچه پرسيد: (( مگر درياچه زيبا بود؟))

اوريادها شگفت زده  پاسخ دادند: ((كي مي تواند بهتر از تو اين حقيقت را بداند؟هر چه بود،هر روز در كنار تو مي نشست.))

ردياچه لختي ساكت ماند.سرانجان گفت: ((من براي نرگس مي گريم،اما هرگز زيبايي در او نيافته بودم.براي نرگس مي گريم،چون هر بار از فراز كناره ام به رويم خم مي شد،مي توانستم در اعماق ديدگانش بازتاب زيبايي خود را ببينم.))

  مقدمه كتاب كيميا گر "پائولو كوئليو"

 

پ.ن.۱: يادمه از دوران دبيرستان همه مي گفتن اين كتاب قشنگه تا اينكه عيد خريدمش و حالا خوندمش!

پ.ن.۲:چه حیف شد خسرو شکیبایی هم فوت کرد.خیلی دوسش داشتم.مخصوصا خنده اش رو!!

 

+ اينو نوشتم در جمعه 28 تیر1387 در ساعت. 19:39 ونگارنده ي محترم اقليما |
من پنجاه و هشتم
 

میلاد حضرت علی رو به همه تبریک میگم

و روز پدر و روز مرد بر همه اقایون مبارک.

 

+ اينو نوشتم در سه شنبه 25 تیر1387 در ساعت. 11:58 ونگارنده ي محترم اقليما |
من پنجاه و هفتم

 


نیمچه هويجوريانه 3:

1- هر چه قدر قله ي غرورت بلندتر باشد ، دره ي سقوطت عميق تر خواهد بود.

2- پازل دل يكي رو به هم ريختن هنر نيست ، هر وقت با تيكه هاي شكسته دل يه نفر يه پازل جديد ساختي هنر كردي.

3- جهان مثل يه كاتالوگه و ما فقط انتخاب ميكنيم.

4- براي كشف اقيانوس ها بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشي.

5- با هم بودن آغاز است،

 با هم ماندن پيشرفت است،

 با هم رفتن موفقيت است.

6- نگرش درست نيمي از موفقيت است:

 يه نفر ميگه شب فرا رسيده در حالي كه يه نفر ميگه صبح در راه است.

 

- اصلي نوشت 1 :

نميدونم نونم نبود ، آبم نبود، ديگه ترم تابستوني گرفتنم چي بود؟

4 روز در هفته ساعت 8 بري كلاس !! تو اين گرمايي سگ تب ميكنه ، خر سينه پهلو!!

(فك كنم اون موقع كه داشتن عقلو تقسيم ميكردن، من داشتم بند كفشمو مي بستم!)

 

- اصلي نوشت 2 :

هي همه ميگن اين ايرانسل سر كاريه!

اِ اِ اِ خر شديم و يك عدد از نوع رندش(روند؟) را ابتياع نموديم و كاش نمينموديم!!

حالا كه فك ميكنم ميبينم اون موقع كه داشتن شانس رو تقسيم ميكردن اينجانب:عليا مخدره اقليما، در حال بستن بند اون يكي كفشم بودم(آخه داشتم آماده ميشدم بيام اين دنيا) چون  gprs اين سيم كارت من فعال نميشه!!همگان انگشت به دهانند(حتي خدمات و پشتيباني ايرانسل)!!

 

پ. ن :

هيچ مي دونستيد؟

 اولين اس ام اس دنيا در سال 0001/01/01 در ساعت 00:01 زده شد!!

آدم : دوست دارم جيگر!!

هوا : شما؟

خوب باشه جناب مصطفي خان،مهم اينه كه مفهوم رو رسوندم (هوا يا حوا،چه فرقي ميكنه)!


يه سئوال : راستی هنوز رنگ زمینه هی عوض میشه ،هی؟؟تو كامي خودم نميبينم!!

 


خوش باشيد.

فعلا بايتون تا هايتون.

+ اينو نوشتم در یکشنبه 23 تیر1387 در ساعت. 12:14 ونگارنده ي محترم اقليما |
من پنجاه و ششم

 

هویجوریانه ۲

1- اگر مي خواهيد خودتان را بشناسيد ، به رفتار بقيه نگاه كنيد.اگر مي خواهيد بقيه را درك كنيد ، به قلب خودتان نگاه كنيد.  "فردريك فون شيلر"

2- ترديد ها به ما خيانت مي كنند.ما را از كوشش بر حذر مي دارند و از پيروزي هايي  كه به احتمال زياد نصيب ما خواهد شد محروم مي سازند.   "شكسپير"

3- مرد تاجر پس از نابودي كسب پر رونق خود،تابلويي بر ويرانه خانه و مغازه اش اويخت كه روي ان نوشته شده بود:مغازه ام سوخت!ايمانو سوخت!خانه ام سوخت!كالاهايم سوخت! اما ايمانم نسوخت!فردا شروع به كار خواهم كرد!   "جي  پي واسواني"

4- مي دوني صفاي آدماي پابرهنه چيه؟ اينه كه ريگي به كفششون نيست.

5- اگر ميخواهي مانند عقاب پرواز كني،با بوقلمون همراه نشو.

6- موفق كسي است كه با اجرهايي كه به سمتش پرتاب مي شود،بنايي محكم بسازد.

7- تلاش شما مانند سپرده بانكي است!منتظر سود باشيد.

8- با خود تكرار كن:من خم ميشوم اما نمي شكنم.

9-اگر ديگري توانسته شما هم مي توانيد، اگر كسي نتوانسته شما مي توانيد.

10-  خدا اگه رو در رو هم ما را به راه راست هدايت كنه ، ما باز هم به راه  چپ ميريم! چون سمت راست خدا ، سمت چپ ماست!

 

پ.ن:امتحاناتم تموم شد!!هنوز باورم نمیشه!!یه ماهه دارم با کتابا کلنجار میرم.نیست خیلی هم می خوندم!!قبولیش با خدا(یه گند خوچل هم توش زدم که اینجا مینویسمش که هیچ وقت یادم نره).

 

خوش باشید.

فعلا بایتون تا هایتون

 

 

+ اينو نوشتم در دوشنبه 17 تیر1387 در ساعت. 12:26 ونگارنده ي محترم اقليما |
من پنجاه و پنجم

 

 

هویجوریانه!!

۱- مگر ميشود با سنگ انداختن هاي پياپي در آب ، ماه را از حافظه آب گرفت!

2- همه را دوست داشته باش ، به برخي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن.

3- حتي در انتهاي بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بياموز.

4- مهرباني را وقتي ديدم كه كودكي خورشيد را در دفتر نقاشي اش سياه كشيد تا پدر كارگرش زير نور آفتاب نسوزد.

5- شادي را علت باش نه شريك ، غم را شريك باش نه علت.

6- خدا مي ده و ميبخشه ، انسانها ميگيرن و فراموش ميكنند.

7-  بركت خدا مثل باران است ، اگر ميبيني خيس نميشي جايت را عوض كن.

8- درسته كه همه ابرها باران ندارند اما براي باريدن اول بايد ابر شد.

9- يكي قشنگي منظره رو ميبينه ، يكي كثيفي پنجره را ، اين تويي كه تصيم ميگيري چي ببيني.

10- يك ساعت آفتاب كه بتابد خاطره دو هفته بارندگي پيگير از خاطر مي رود و اين همه حكايت زندگي است.

 

 

 

+ اينو نوشتم در یکشنبه 9 تیر1387 در ساعت. 13:5 ونگارنده ي محترم اقليما |
من پنجاه و چهارم


اگر جغرافيدان بودم،اعلام ميكردم خوش آب و هوا ترين جاي جهان آغوش گرم مادره!!


 

1- يارانه دست هايت را قطع نكن!

من زير خط فقر مهرباني ات هستم!!!

ماماني جونم روزت مبارك.

 

من با خودكاري مي نويسم

كه عشق از آن مي بارد!

قطره،قطره

سطر به سطر

از احساس من

تا قلب تو!

من با خودكاري مي نويسم

كه تو..

   "بهترين مادر دنيايي!!"


1- فكرشو بكن يه سال گذشت، اونم واسه ي كي؟ مني كه يه نموره آدم دمدمي مزاجيم.

اولش كه اين وبلاگو زدم اصلن فك نميكردم يه روزي مثه امروز بياد كه بيام و يه پست واسه تولد وبلاگم بذارم.

وبلاگم يه ساله شد: وبلاگي جونم تولدت مبارك.دوستاي خوبي به واسطه ي تو پيدا كردم و ازت بابتش ممنونم.

خووووب:

حالا يه كم قرتي بازيو از اين صوبتا!! (خانما دست،آقايون رقص!

حالا برعكس، آقايون دست،خانما رقص"اينو توي كتاب يه دوست خوندم.")

تلبد تلبد ،تلبدت مبارك.

ايشالله 120 سال كنار نويسنده ات زنده باشي!!

ببينيد، گوشاتونو بياريد جولو.اووردين؟ فردا دولت به خاطر يه سالگي وبلاگم جشن گرفته. آره بابا!!!

پ.ن.1 : اين دوتا شعر از آقاي ميلاد تهراني هست.

پ.ن.2 : روز همه ي خانما مبارك.

فعلابايتون تا هايتون

 

+ اينو نوشتم در دوشنبه 3 تیر1387 در ساعت. 14:40 ونگارنده ي محترم اقليما |